مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1109

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1452 ] فايده : اندر معرفت بحران [ 1453 ] بحران ، لفظ يونانى است به معنى غلبه خصمى بر خصمى . و در اصطلاح اطبّا ، عبارت است از كوشيدن طبيعت با علت و بدان سبب در بدن بيمار تغير عظيم ظاهر شدن ؛ خواه به حالى بهتر يا به حالى بدتر . [ 1454 ] بايد دانست كه تغير حال بيمار به هشت گونه است : يكى ، آنكه طبيعت غالب آيد و مادهء مرض را يكبارگى از بدن خارج نمايد . و اين را « بحران جيّد تام » گويند . دوم ، آنكه طبيعت يكبارگى مغلوب شود و مرض غالب آيد و فى الفور هلاك سازد و اين را « بحران ردىّ تام » گويند . بحران تام - جيد بود يا ردى - مخصوص به امراض حادّه است . سوّم ، آنكه اگرچه طبيعت غالب آيد و بحران نيك كند امّا همگى ماده به را يكبارگى دفع نسازد بلكه ما بقى را اندك‌اندك دفع سازد . چهارم ، آنكه اگرچه غلبه طبيعت نخستين بر ظاهر نباشد ليكن طبيعت ماده را اندك‌اندك همى پزد و به آخر ، غلبهء او يكبارگى ظاهر شود و مرض را بزدايد . اين هر دو را « بحران جيد ناقص » گويند . پنجم ، آنكه مرض غالب آيد و بحران بد كند امّا يكبارگى هلاك نسازد بلكه طبيعت را بعد از آن اندك‌اندك ضعيف سازد تا كه به هلاكت رساند . ششم ، آنكه اگرچه مرض غالب آيد امّا غلبهء او پر ظاهر نباشد بلكه اندك‌اندك طبيعت را ضعيف همىسازد و آخر يكبارگى علّت غلبه نمايد و طبع را مقهور ساخته هلاك سازد . اين هر دو را « بحران ردىّ ناقص » گويند . و اين هر چهار قسم آخر مسمى است به « بحران مركب » « و انما يسمى المركب لتغير حال المريض فيهم ممتزجا » « 1 » . هفتم ، آنكه طبيعت اندك‌اندك قوت همى گيرد و ماده مرض را همىپزد به تدريج و به مدتى تمامى ماده را دفع سازد بىظهور تغير عظيم و اين نوع تغيّر را « تحليل » گويند .

--> ( 1 ) . ترجمه : « اين چند قسم را مركب مىنامند ؛ زيرا حال مريض در آن‌ها به‌طور درهم و غير يكدست تغيير مىكند : [ يعنى گاهى حركت طبيعت به تدريج است و گاهى دفعى ] » . م .